آمار زجر عشق ( سرزمين عاشقان ) ( سلام عاشقان ) - Blognaz.com

| بلاگ ناز | ايجاد وبلاگ جديد | شركت اسدي | سايت پشتيباني | موتور جستجو | تبليغات | فروشگاه اينترنتي | چت روم ايراني | تالار گفتگوي فارسي | طراحي وب سايت | ثبت دامين فروش هاست | ساخت فلش بنر لوگو | لينك باكس |


X

سلام چطوري پرستو
01:04 PM, 2020/11/21 پست شده در... LOVE ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

سلام چطوري پرستو

سلام چطوري پرستو  الهي كه مثل پرستو هميشه ناز باشي ناز نازي . دل من نزد تو باشد به اسيري اي دوست كه گذير و ناگدير در طلب و جوياي توست دل تو همچو درخت سرو باشد نزد من صورتت روياي من همچون نهال ياسمن





09:40 AM, 2020/6/11 پست شده در... LOVE ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

با گذاشتن این کد در وبلاگ خود در لینک باکس سلام عاشقان تائیید کنید

کد:





با تشکر و بعد ارسال لینک کنید.




Gprs رایگان برای ایرانسلی ها
09:06 AM, 2009/6/15 پست شده در... ELMI ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

Gprs رایگان برای ایرانسلی ها

سلام به دوستان عزیز مشکل جدید ایرانسلی ها شده از بین رفتن GPRS مجانی ایرانسل. من یه ترفند برای خودم دارم که به دوستام هم دادم کار کرد حالا میخوام اینجا هم مطرحش کنم برای انجام این کار چند مرحله کار باید انجام داد که این کارا نیاز به یه آدم با حوصله داره: 1.ابتدا بهتره که پولی در سیمکارتتون نداشته باشید چون ممکنه کم بشه یا کلا صفر بشه ولی بازم جای نگرانی نیست چون این بلا سر خودم اومد و بعد از 2 ماه بالاخره پولم برگشت 2.باید برنامه ی Opera mini رو گوشیتون نصب باشه (ترجیحا ورژن 4.1). حالا حتما بعضیا میپرسن چرا بعد از نصب روی installing گیر میکنه و بعد ارور میده برای گذشتن از این قسمت بهتره ساعت 12 شب به بعد برای نصب اقدام کرد 3.باید درopera به قسمت settings رفته ودر قسمت Protocol باید socket انتخاب بشه و بعد یک سایت رو انتخاب و کانکت بشین بعضیا ممکنه کارشون تا اینجا تموم شه و شروع به استفاده ی مجانی از اینترنت کنن و بعضیا مثل خودم بازم کار داشته باشن 4. اگه با بار اول کانکت نشد stop رو بزنین و دوباره کانکت بشین در ضمن آنتن باید حتما پر باشه حتی یه لحظه هم کم نشه اگر تا چند بار نشد (حدود 10 بار هر بار 15 ثانیه منتظر بمونینن) از برنامه خارج بشین وبه سراغ کانکشن اینترنت برین و اونو پاک کنین و با زدن *140*3*6#(از راست به چپ) پرو فایل جدید برای شما ارسال میگردد ودوباره به سراغ Opera mini رفته و دوباره کانکت بشین. 5.اگه دیدین بازم نشد دوباره مراحل قبل را تکرار کنید تا نتیجه بده شاید این کار به 10 بار هم کشیده بشه شاید با بار اول, بستگی به آنتن دهی محلتون داره نکته: اگر در انجام کار در Opera mini به ارور بر خوردین به هیچ عنوان روی ((click here to start the connection test کلیک نکنین چون باعث میشه Protocol به روی HTTP منتقل بشه خوب احتملا دیگه دارین حالشو میبرین ولی یه بدی داره هر بار که میخواین استفاده کنین این مراحل باید تکرار بشه شما میتونین بعد از کانکت شدن به وسیله opera mini از برنامه های دیگه از جمله yahoo messenger یا Talkonaut استفاده کنین خدا کنه این روش رو موبایل های شما هم سازگار باشه و شما هم لذت اینترنت مجانی رو ببرین.

 




خانم ها را بیشتر بشناسید
09:06 AM, 2009/6/15 پست شده در... RAVANSEHNASI ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

خانم ها را بیشتر بشناسید

 

 

آنچه خانمها به زبان مي آورند و آنچه كه واقعا ميخواهند بگويند

 

 

 

منظور واقعي خانمها از آنچه كه به زبان مي آورند چیست!؟

 

همسرتان تازه از خريد به منزل آمده است و در حال پرو كردن لباس جديدش براي شماست. همانطور كه در اطاق چرخ مي زند، مشتاقانه منتظر نظر شماست. طبيعتاً شما كمي گيج شده ايد. نمي دانيد كه آيا نظر اصلي شما را مي خواهد بداند، يا اينكه منتظر شنيدن تحسين شماست.

 

 

گاهي اوقات، فهميدن مطلبي كه همسرتان مي خواهد بپرسد، برايتان گيج كننده و پيچيده مي شود، به خصوص در مراحل اوليه ي آشنايي. اين مانع ارتباطي تقصير هيچ كس نيست. ممكن است فقط به اين دليل باشد كه زنان و مردان براي رساندن مقصود خود، زبان هاي مختلفي دارند. مردها با يكديگر بسيار رو راست و رك هستند، اما خانم ها زيركانه تر صحبت مي كنند و معمولاً حرف هاي خود را اشاره اي و با پيچ و تاب بيان ميكنند.

 

 

پس وقتي چنين سوءتفاهماتي بين شما و همسرتان اتفاق افتاد، به هيچ وجه متعجب نشويد. به جاي آن اين مقاله را با ما دنبال كنيد، كه بسيار كمك كننده و مفيد خواهد بود. در ادامه ي مقالات قبلي، در اين مقاله نيز مفهوم برخي اصطلاحات و جملاتي را آورده ايم كه خانمتان در مراحل اوليه ي ازدواج و آشنايي ممكن است بر زبان بياورد. از طريق آن مي توانيد ببينيد كه از حرف هايش واقعاً چه منظوري دارد و به شما كمك ميكند تا بتوانيد به زبان او سخن بگوييد.

 

 

كشف مفهوم حرف هاي او

 

 

مي گويد: "من عصباني نيستم."

 

منظورش اين است كه: عصباني هستم.

 

چرا اين كار را مي كند: اگر مي بينيد كه لب هايش را به هم مي فشارد و سخني بر لب نمي آورد، اما ادعا ميكند كه عصباني نشده است، احتمالاً دروغ مي گويد. ممكن است قصد سركوب كردن عصبانيت خود را داشته باشد يا اينكه فكر مي كند بدون اينكه خودش بر زبان بياورد، بايد همسرش دليل ناراحتي او را بداند.

 

شما چه بايد بكنيد: سعي كنيد بفهميد كه از چه چيز ناراحت شده است و در مورد آن صحبت كنيد. نبايد به هيچ وجه مسئله را ناديده بگيريد. در واقع اگر شما با اين مسئله برخورد نكنيد، او موقتاً عصبانيت خود را قورت خواهد داد ولي بعدها سر آن جريان اذيتتان خواهد كرد.

 

مي گويد: "تو واسه من مثل يك برادر مي موني."

 

منظورش اين است كه: علاقه اي به تو ندارم.

 

چرا اين كار را مي كند: احتمالاً مي خواهد قبل از ارائه ي پيشنهادي از جانب شما، تكليف را مشخص كند. اين كار را مي كند تا شما متوجه شويد كه علاقه اي به شما ندارد.

 

شما چه بايد بكنيد: در اين مورد شما كاري است كه شما نبايد بكنيد: به هيچ وجه پيشنهايد به او ندهيد.

 

مي گويد: "من از دوستات خوشم مي آد، ولي..."

 

منظورش اين است كه: به هيچ وجه از دوستانت خوشم نمي آيد.

 

چرا اين كار را مي كند: به هيچ وجه دوست ندارد شما يا دوستانتان را ناراحت كند و قصد كنترل كردن شما را ندارد، به همين دليل مستقيماً به شما نمي گويد كه چقدر از دوستانتان بدش مي آيد. احتمالاً تصور مي كند كه آنها تاثير منفي بر شما مي گذارند و دوست دارد كه كمتر با آنها معاشرت كنيد.

 

شما چه بايد بكنيد: به اين بستگي دارد كه به چه دليل از دوستانتان خوشش نمي آيد. اگر دليل قانع كننده اي براي آن داشته باشد، بايد حرف او را قبول كنيد. و اگرنه خيلي ساده به او بگوييد كه دوستانتان برايتان اهميت دارند و او بايد تلاش كند تا بتواند با آنها كنار بيايد.

 

 

مي گويد: "خيلي در ارتباط نيستي."

 

منظورش اين است كه: درمورد من و رابطه مان چه فكري ميكني؟

 

چرا اين كار را مي كند: او دوست دارد پي به احساسات شما درمورد خودش ببرد و بداند كه رابطه تان به كجا مي انجامد، اما دوست ندارد كه محتاج جلوه كند. اميدوار است كه خودتان اول بحث در اين رابطه را آغاز كنيد.

 

شما چه بايد بكنيد: خيالش را راحت كنيد و صادقانه به او بگوييد درموردش چه فكري ميكنيد. اگر همين حالا به او نگوييد، مطمئن بشيد راه ديگري براي پرسيدن اين سوال از شما پيدا ميكند.

 

 

مي گويد: "چرا سعي نمي كني اينطوري منو ببوسي؟"

 

منظورش اين است كه: مدل بوسيدن تو را دوست ندارم.

 

چرا اين كار را مي كند: دوست ندارد با حرفش احساساتتان را جريحه دار كند. البته اين زياد هم بد نيست. بدانيد كه اينقدر دوستتان دراد كه تلاش مي كند تا همه چيز بينتان را بهتر كند.

 

شما چه بايد بكنيد: راه او را امتحان كنيد و ببينيد چه پيش مي آيد.

 

 

مي گويد: "من واقعاً از مدل موي اون پسره خوشم مياد."

 

منظورش اين است كه: از مدل موي تو خوشم نمي آيد.

 

چرا اين كار را مي كند: فكر ميكند اگر اين مسئله را اينطوري بيان كند بسيار بهتر از اين است كه رك به شما بگويد.

 

شما چه بايد بكنيد: روي مدل موهايتان تجديد نظر كنيد. شايد حق با او باشد و موهايتان نياز به تغيير داشته باشند. اما اگر ديديد از آن مدل مو خوشتان نمي آيد يا اصلاً به شما نمي آيد، پس هيچ تغييري ندهيد و وانمود كنيد كه متوجه كنايه او نشده ايد.

 

 

مي گويد: "شكمت خيلي بامزه است."

 

منظورش اين است كه: لطفاً شكمت را آب كن.

 

چرا اين كار را مي كند: به هيچ وجه دوست ندارد شما را با گفتن اينكه شكم داريد ناراحت كند. از اين طريق مي خواهد به شما بگويد كه كم كم بايد باشگاه رفتن را از سر گيريد.

 

شما چه بايد بكنيد: اين ديگر به خودتان بستگي دارد. اگر مي بينيد كه اين مسئله خودتان را نيز آزار مي دهد، پس حتماً روانه ي باشگاه شويد.

 

 

مي گويد: "در اين لباس چطور به نظر مي رسم؟"

 

منظورش اين است كه: نياز به اطمينان خاطر بيشتري از جانب تو دارم.

 

چرا اين كار را مي كند: تقريباً احساس عدم اعتماد مي كند و نياز دارد كه شما او را مطمئن سازيد. او دوست دارد كه تحسينش كنيد.

 

شما چه بايد بكنيد: آنچه را دوست دارد بشنود به او بگوييد، مگر اينكه آن لباس بر تنش واقعاً بدقواره به نظر برسد.

 

 

مي گويد: "چرا ظرفها را اينطوري مي شوري/لباسها را اينطوري تا مي كني/زمين را اينطوري تمييز ميكني؟"

 

منظورش اين است كه: اشتباه آن را انجام مي دهي.

 

چرا اين كار را مي كند: دوست ندارد با گفتن اينكه كارهاي خانه داري را بد و نادرست انجام مي دهيد، شما را نا اميد و دلسرد كند. دوست دارد كه باز در كارها به او كمك كنيد، اما مي خواهد كارها آنطور كه او مي خواهد انجام شوند.

 

شما چه بايد بكنيد: همانطور كه او دوست دارد كارها را انجام دهيد.

 

 

مي گويد: "دوست دارم كاري به اتفاق انجام دهيم."

 

منظورش اين است كه: زمان بيشتري براي باهم بودن احتياج داريم.

 

چرا اين كار را مي كند: دوست ندارد كه محتاج يا وابسته جلوه كند.

 

شما چه بايد بكنيد: بستگي به ميزان زماني دارد كه با يكديگر مي گذرانيد. اگر زمان زيادي را باهم نمي گذرانيد، پس بايد آن را بيشتر كنيد. اما اگر اكثر اوقات خود را با هم هستيد، بايد اين كنايه را ناديده بگيريد. به ياد داشته باشيد، هر كاري كه در ابتداي يك رابطه انجام دهيد، تا پايان رابطه تعيين كننده است. پس فكر نكنيد كه هر چه مي خواهد را بايد بي كم و كاست انجام دهيد.

 

پيام هايي كنايه آميز

 

اگر حرف هاي همسرتان دوپهلو بود، به هيچ وجه تعجب نكنيد. برخلاف مردها، خانم ها براي رساندن پيام خود از كنايه ها و اشاره ها استفاده ميكنند. اما اگر ياد بگيريد كه چطور از ژست ها، تن صدا، و حالت چهره پي به منظور واقعي او ببريد، با مشكلات كمتري مواجه خواهيد شد. اميد است كه اين مطالب توانسته باشد به شما كمك كند تا مقاصد و منظور همسرتان را بهتر درك كنيد.

 




"آينه"
08:57 AM, 2009/6/15 پست شده در... DASTAN-HEKAIAT ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

مردي که در کوچه مي رفت هنوز به صرافت نيفتاده بود به ياد بياورد که سيزده سالي مي گذرد که او به چهره‌ي خودش در آينه نگاه نکرده است. همچنين دليلي نمي‌ديد به ياد بياورد که زماني در همين حدود مي‌گذرد که او خنديدن خود را حس نکرده است. قطعا" به ياد گم شدن شناسنامه‌اش هم نمي‌افتاد اگر راديو اعلام نکرده بود که افراد مي‌بايد شناسنامه‌ي خود را نو، تجديد کنند. وقتي اعلام شد که شهروندان عزيز موظف‌اند شناسنامه‌ي قبلي‌شان را از طريق پست به محل صدور ارسال دارند تا بعد از چهار هفته بتوانند شناسنامه‌ي جديد خود را دريافت کنند، مرد به صرافت افتاد دست به کار جستن شناسنامه‌اش بشود و خيلي زود ملتفت شد که شناسنامه‌اش را گم کرده است. اما اين که چرا تصور مي‌شود سيزده سال از گم شدن شناسنامه‌ي او مي‌گذرد، علت اين که مرد ناچار بود به ياد بياورد چه زماني با شناسنامه اش سر و کار داشته است و آن برمي گشت به حدود سيزده سال پيش يا - شايد هم – سي و سه سال پيش، چون او در زماني بسيار پيش از اين، در يک روز تاريخي شناسنامه را گذاشته بود جيب بغل باراني‌اش تا براي تمام عمرش، يک بار برود پاي صندوق راي و شناسنامه را نشان بدهد تا روي يکي از صفحات آن مهر زده بشود. بعد از آن تاريخ ديگر با شناسنامه‌اش کاري نداشت تا لازم باشد بداند آن را در کجا گذاشته يا در کجا گم‌اش کرده است. حالا يک واقعه‌ي تاريخي ديگر پيش آمده بود که احتياج به شناسنامه داشت و شناسنامه گم شده بود. اول فکر کرد شايد شناسنامه در جيب باراني مانده باشد، امانبود. بعد به نظرش رسيد ممکن است آن را در مجري گذاشته باشد، اما نه... آنجا هم نبود. کوچه را طي کرد، سوار اتوبوس خط واحد شد و يکراست رفت به اداره‌ي ثبت احوال. در اداره‌ي ثبت احوال جواب صريح نگرفت و برگشت، اما به خانه اش که رسيد، به ياد آورد که – انگار – به او گفته شده برود يک استشهاد محلي درست کند و بياورد اداره. بله، همين طور بود. به او اين جور گفته شده بود. اما... اين استشهاد را چه جور بايد نوشت؟ نشست روي صندلي و مداد و کاغذ را گذاشت دم دستش، روي ميز. خوب ... بايد نوشته شود ما امضاء کنندگان ذيل گواهي مي‌کنيم که شناسنامه‌ي آقاي ... مفقودالاثر شده است. آنچه را که نوشته بود با قلم فرانسه پاکنويس کرد و از خانه بيرون آمد و يکراست رفت به دکان بقالي که هفته‌اي يک بار از آن جا خريد مي‌کرد. اما دکاندار که از دردسر خوشش نمي‌آمد، گفت او را نمي‌شناسد. نه اين که نشناسدش، بلکه اسم او را نمي‌داند، چون تا امروز به صرافت نيفتاده اسم ايشان را بخواهد بداند. «به خصوص که خودتان هم جاي اسم را خالي گذاشته‌ايد!» بله، درست است. بايد اول مي‌رفته به لباسشويي، چون هر سال شب عيد کت و شلوار و پيراهنش را يک بار مي‌داده لباسشويي و قبض مي‌گرفته. اما لباسشويي، با وجودي که حافظه‌ي خوبي داشت و مشتري‌هايش را - اگر نه به نام اما به چهره – مي‌شناخت، نتوانست او را به جا بياورد؛ و گفت كه متاسف است، چون آقا را خيلي کم زيارت کرده است. لطفا" ممکن است اسم مبارکتان را بفرماييد؟» خواهش مي شود؛ واقعا" که. «دست کم قبض، يکي از قبض‌هاي ما را که لابد خدمتتان است بياوريد، مشکل حل خواهد شد.» بله، قبض. آنجا، روي ورقه‌ي قبض اسم و تاريخ سپردن لباس و حتى اينکه چند تکه لباس تحويل شد را با قيد رنگ آن، مي‌نويسند. اما قبض لباس... قبض لباس را چرا بايد مشتري نزد خود نگه دارد، وقتي مي رود و لباس را تحويل مي گيرد؟ نه، اين عملي نيست. ديگر به کجا و چه کسي مي‌توان رجوع کرد؟ نانوايي؛ دکان نانوايي در همان راسته بود و او هر هفته، نان هفت روز خود را از آنجا مي‌خريد. اما چه موقع از روز بود که شاگرد شاطر کنار ديوار دراز کشيده بود و گفت پخت نمي‌کنيم آقا و مرد خود به خود برگشت و از کنار ديوار راه افتاد طرف خانه اش، با ورقه‌اي که از يک دفترچه‌ي چهل برگ کنده بود. پشت شيشه‌ي پنجره‌ي اتاق که ايستاد، خِيلکي خيره ماند به جلبک هاي سطح آب حوض، اما چيزي به يادش نيامد. شايد دم غروب يا سر شب بود که به نظرش رسيد با دست پر راه بيفتد برود اداره مرکزي ثبت احوال، مقداري پول رشوه بدهد به مامور بايگاني و از او بخواهد ساعتي وقت اضافي بگذارد و رد و اثري از شناسنامه‌ي او پيدا کند. اين که ممکن بود؛ ممکن نبود ؟ چرا... «چرا... چرا ممکن نيست؟» با پيرمردي که سيگار ارزان مي‌کشيد و ني مشتک نسبتا" بلندي گوشه‌ي لب داشت به توافق رسيد که به اتفاق بروند زيرزمين اداره و بايگاني را جستجو کنند؛ و رفتند. شايد ساعتي بعد از چاي پشت ناهار بود که آن دو مرد رفتند زيرزمين بايگاني و بنا کردند به جستجو. مردي که شناسنامه‌اش گم شده بود، هوشمندي به خرج داده و يک بسته سيگار با يک قوطي کبريت در راه خريده بود و با خود آورده بود. پس مشکلي نبود اگر تا ساعتي بعد از وقت اداري هم توي بايگاني معطل مي‌شدند؛ و با آن جديتي که پيرمرد بايگان آستين به آستين به دست کرده بود تا بالاي آرنج و از پشت عينک ذره بيني‌اش به خطوط پرونده‌ها دقيق مي شد، اين اطمينان حاصل بود که مرد نااميد از بايگاني بيرون نخواهد آمد. به خصوص که خود او هم کم کم دست به کمک برده بود و به تدريج داشت آشناي کار مي‌شد. حرف الف تمام شده بود که پيرمرد گردن راست کرد، يک سيگار ديگر طلبيد و رفت طرف قفسه‌ي مقابل که با حرف ب شروع مي‌شد و پرسيد «فرموديد اسم فاميلتان چه بود؟» که مرد جواب داد «من چيزي عرض نکرده بودم.» بايگان پرسيد: «چرا؛ به نظرم اسم و اسم فاميلتان را فرموديد؛ درآبــدارخانه!» و مـرد گفت «خير، خير... من چيزي عرض نکردم.» بايگان گفت: «چطور ممکن است نفرموده باشيد؟» مرد گفت: «خير... خير.» بايگان عينک از چشم برداشت و گفت «خوب، هنوز هم دير نشده. چون حروف زيادي باقي است. حالا بفرماييد؟» مرد گفت: «خيلي عجيب است؛ عجيب نيست؟! من وقــت شما را بيهوده گرفتم. معذرت مي‌خواهم. اصل مطلب را فراموش کردم به شما بگويم. من... من هرچه فکر مي‌کنم اسم خود را به ياد نمي‌آورم؛ مدت مديدي است که آن را نشنيده‌ام. فکر کردم ممکن است، فکر کردم شايد بشود شناسنامه‌اي دست و پاکرد؟» بايگان عينکش را به چشم گذاشت و گفت «البته... البته بايد راهي باشد. اما چه اصراري داريد که حتما"...» و مرد گفت «هيچ... هيچ... همين جور بيخودي... اصلا" مي‌شود صرف نظر کرد. راستي چه اهميتي دارد؟» بايگان گفت: «هرجور ميلتان است. اما من فراموشي و نسيان را مي‌فهمم. گاهي دچارش شده‌ام. با وجود اين، اگر اصرار داريد که شناسنامه‌اي داشته باشيد راه‌هايي هست.» بي درنگ، مرد پرسيد چه راه‌هايي؟ و بايگان گفت: «قدري خرج بر مي‌دارد. اگر مشکلي نباشد راه حلي هست. يعني کسي را مي‌شناسم که دستش در اين کار باز است. مي توانم شما را ببرم پيش او. باز هم نظر شما شرط است. اما بايد زودتر تصميم بگيريد. چون تا هوا تاريک نشده بايد برسيم .» اداره هم داشت تعطيل مي‌شد که آن دو از پياده رو پيچيدند توي کوچه‌اي که به خيابان اصلي مي‌رسيد و آنجا مي‌شد سوار اتوبوس شد و رفت طرف محلي که بايگان پيچ واپيچ‌هايش را مي‌شناخت. آنجا يک دکان دراز بود که اندکي خم درگرده داشت، چيزي مثل غلاف يک خنجر قديمي. پيرمردي که توي عبايش دم در حجره نشسته بود، بايگان را مي‌شناخت. پس جواب سلام او را داد و گذاشت با مشتري برود ته دکان. بايگان وارد دکان شد و از ميان هزار هزار قلم جنس کهنه و قديمي گذشت و مرد را يکراست برد طرف دربندي که جلوش يک پرده‌ي چرکين آويزان بود. پرده را پس زد و در يک صندوق قديمي را باز کرد و انبوه شناسنامه‌ها را که دسته دسته آنجا قرار داده شده بود، نشان داد و گفت «بستگي دارد، بستگي دارد که شما چه جور شناسنامه‌اي بخواهيد. اين روزها خيلي اتفاق مي‌افتد که آدم‌هايي اسم يا شناسنامه، يا هر دو را گم مي‌کنند. حالا دوست داريد چه کسي باشيد؟ شاه يا گدا؟ اينجا همه جورش را داريم، فقط نرخ‌هايش فرق مي‌کند که از آن لحاظ هم مراعات حال شما را مي‌کنيم. بعضي‌ها چشم‌شان رامي‌بندند و شانسي انتخاب مي‌کنند، مثل برداشتن يک بليت لاتاري. تا شما چه جور سليقه‌اي داشته باشيد؟ مايليد متولد کجا باشيد؟ اهل کجا؟ و شغل‌تان چي باشد؟ چه جور چهره‌اي، سيمايي مي‌خواهيد داشته باشيد؟ همه جورش ميسر و ممکن است. خودتان انتخاب مي‌کنيد يا من براي‌تان يک فال بردارم؟ اين جور شانسي ممکن است شناسنامه‌ي يک امير، يک تاجر آهن، صاحب يک نمايشگاه اتومبيل... يا يک... يک دارنده‌ي مستغلات... يا يک بدست آورنده‌ي موافقت اصولي به نام شما در بيايد. اصلا" نگران نباشيد. اين يک امر عادي است. مثلا" اين دسته از شناسنامه‌ها که با علامت ضربدر مشخص شده، مخصوص خدمات ويژه است که... گمان نمي‌کنم مناسب سن و سال شما باشد؛ و اين يکي دسته به امور تبليغات مربوط مي شود؛ مثلا" صاحب امتياز يک هفته نامه يا به فرض مسؤول پخش يک برنامه‌ي تلويزيوني. همه جورش هست. و اسم؟ اسم‌تان دوست داريد چه باشد؟ حسن، حسين، بوذرجمهر و ... يا از سنخ اسامي شاهنامه‌اي؟ تا شما چه جورش را بپسنديد؛ چه جور اسمي را مي‌پسنديد؟» مردي که شناسنامه‌اش را گم کرده بود، لحظاتي خاموش و انديشناک ماند، و از آن پس گفت: «اسباب زحمت شدم؛ با وجود اين، اگر زحمتي نيست بگرد و شناسنامه‌اي برايم پيدا کن که صاحبش مرده باشد. اين ممکن است؟» بايگان گفت: «هيچ چيز غيرممکن نيست. نرخش هم ارزان‌تر است.» "ممنون؛ ممنون!" بيرون که آمدند پيرمرد دکان‌دار سرفه‌اش گرفته بود و در همان حال برخاسته بود و انگار دنبال چنگک مي گشت تا کرکره را بکشد پايين، و لابه لاي سرفه‌هايش به يکي دو مشتري که دم تخته کارش ايستاده بودند مي‌گفت فردا بيايند چون «ته دکان برق نيست» و ... مردي که در کوچه مي‌رفت به صرافت افتاد به ياد بياورد که زماني در حدود سيزده سال مي‌گذرد که نخنديده است و حالا... چون دهان به خنده گشود با يک حس ناگهاني متوجه شد که دندان‌هايش يک به يک شروع کردند به ورآمدن، فرو ريختن و افتادن جلو پاها و روي پوزه‌ي کفش‌هايش، همچنين حس کرد به تدريج تکه‌اي از استخوان گونه، يکي از پلک ها، ناخن‌ها و... دارند فرو مي‌ريزند؛ و به نظرش آمد، شايد زمانش فرا رسيده باشد که وقتي، اگر رسيد به خانه و پا گذاشت به اتاقش، برود نزديک پيش بخاري و يک نظر – براي آخرين بار – در آينه به خودش نگاه کند.




چرا بی وفایی؟چرا چند همسری؟
11:07 AM, 2009/5/12 پست شده در... LOVE ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

چرا بی وفایی؟چرا چند همسری؟

 

 

مشکلات دیگری که در بررسی های آماری مربوط به بی وفایی همسران وجود عدم صراحت در بیان است. و به همین خاطر آمار نشان می دهد که 78% افراد ظاهرا متعهد به عهد هستند.

 

 

 

سودمندی کافئین در پیشگیری از سرطان پوست

 

 

پژوهشگران از سودمندی نوشیدنی های حاوی کافئین نظیر قهوه و چای در پیشگیری از برخی انواع سرطان پوست خبر می دهند.

 

 

 

۱۰ شهر اول قربانی دخانیات در جهان

 

 

به گزارش مرکز آمار تعداد قربانیان این بلای خانمان سوز 50 تا 60 هزار نفر در سال گزارش شده است. که می توان گفت از هر صد هزار نفر جمعیت این میزان 8/0 می باشد

 

 

 

چرا در شرایط استرس زا بیشتر بیمار می‌شویم؟

 

 

دانشمندان می‌گویند: با بررسی دقیق روی نوعی زنجیره باکتریایی موسوم به “Escherichia coli” می‌توان تشریح کرد که چرا وقتی مردم تحت استرس قرار می‌گیرند،‌ بیشتر به بیماری مبتلا می‌شوند.

 

 

 

استرس و فشارهای روانی از عوامل توقف رشد قد ایرانیها است

 

 

یک محقق و استاد دانشگاه استرس و فشارهای روانی را از عوامل اصلی عدم سلامت جسمی و به ویژه رشد مناسب انسان دانست.

 

 

 

استفاده از لوازم آرایشی در ایجاد سرطان پوست نقشی ندارد

 

 

کسانی که دارای پوست و چشم های روشنی هستند بیش از دیگران در معرض سرطان پوست قرار دارند . همچنین افرادی که به دلیل اقتضاء شغلی در معرض نور آفتاب قرار دارند در شرایط مساعد تری برای ابتلای به این بیماری قرار دارند.

 

 

 

تاثیر مثبت توت فرنگی بر پوست

 

 

تحقیقات محققان کره جنوبی نشان داده است:مالیدن توت فرنگی روی پوست همچنین می تواند از چروک و التهاب پوست جلوگیری کند .

 

 

 

خال‌های بزرگ و نامنظم را جدی بگیرید

 

 

در صورتی که بیمار با تأخیر مراجعه کند و لکه را جدی نگیرد در صورت بدخیم بودن بیماری به سرعت در سایر مناطق بدن پیشرفت می‌کند.

 

 

 

درمان طبیعی آلزایمر با گل نرگس

 

 

گیاه نرگس حاوی ماده گالاتامین است که در درمان آلزایمر موثر است.

 

 

 

آمار ناباروری در ایران بسیار بیشتر از آمارهای جهانی است!

 

 

بر اساس نتایج پراکنده به دست آمده، آمار ناباروری در ایران بسیار بیشتر از آمارهای جهانی بوده که جای تامل و تعمق بیشتری را در این زمینه را می‌طلبد.

 

 

 

سوییس دیگر کشور اروپایی نیز از کشف اولین مورد از آنفلوانزای خوکی خبر داد.

 

 

اداره بهداشت ایالت بادن سوییس روز پنجشنبه اعلام کرد : نتایج تحقیقات ویروس آنفلوانزای خوکی بر روی یک دانش آموز نوزده ساله مثبت بوده است.

 

 

 

آنفلوآنزای خوکی در یک قدمی اپیدمی گسترده جهانی قرار دارد

 

 

آنچه که موجب بحرانی شدن این بیماری گشته است انتقال آسان آن از انسان به انسان است .

 

 

 

هشت راه برای مدیریت صحیح استرس

 

 

اگر شما هم مثل من باشید، در هنگام استرس، گفتوگو کردن برایتان مشکل خواهد بود. اساسا بهطور علمی اینکار غیرممکن است. بدن انسان عکسالعملی از خود نشان میدهد که باعث اضطراب شخص میشود.

 

 

 

شیوه های متداول پیشگیری از بارداری

 

 

شیوه های متداول پیشگیری از بارداری عبارتند از :

1- قرصهای ضدبارداری خوراکی ….

 

 

 

ارتباط پوست با مشکلات روحی

 

 

مثلا در مورد بیماری های عود کننده ای مثل بیماری های التهابی پوست(مانند اگزما، پسوریازیس و آکنه) نقش تشدید کننده ی استرس و عوامل هیجانی به اثبات رسیده است.

 

 

 

چه صابونی مناسب پوست شماست

 

 

صابون های عطری بدلیل خاصیت تحریک کنندگی پوست خصوصا در افرادی که پوست حساس دارند، مناسب نیست.

 

 

 

“آنفلوانزای خوکی” چیست و چه نشانههایی دارد؟

 

 

ویروس آنفلوانزای خوکی میتواند به طور مستقیم از خوک به انسان یا برعکس منتقل شوند. انتقال انسان به انسان نیز دقیقا شبیه سرایتهای سرماخوردگی معمولی، از راه قطرات بزاق به عنوان مثال در هنگام عطسه و سرفه صورت میگیرد.




۹ غذای برتر برای داشتن موی سالم
11:05 AM, 2009/5/12 پست شده در... BEHDASHTI ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

۹  غذای برتر برای داشتن موی سالم

 

شاید از دید عموم بهترین توصیه برای داشتن موهای سالم و زیبا شستشو با شامپو و استفاده از نرم کننده

های مناسب باشد، اما بهترین کار برای به دست آوردن موهای زیبا و سالم این است که به جای حمام، به

آشپزخانه بروید!

 

موهای شما به طور طبیعی، ماهانه رشدی به اندازه ۶ تا ۱۲ میلیمتر دارند و مواد لازم برای رشد و داشتن

 

ساختار طبیعی و سالم را از مواد غذایی که می خورید به دست می آورند نه از شامپوها و نرم کننده ها و

 

محصولات تجاری دیگر.

 

برای داشتن موهای سالم و زیبا بهتر است ۹ غذای زیر را در رژیم غذایی روزانه خود بگنجانید:

 

۱. گوشت ماهی: حاوی مقادیر زیادی امگا-۳، ویتامین B12 و آهن است. هر سه این مواد از مواد اصلی لازم

 

برای تغذیه پیازچه موها هستند.

 

۲. سبزیجات با رنگ سبز تیره: سبزیجاتی مانند اسفناج و کلم بروکلی منابع بسیار خوب ویتامین A و

C هستند. بدن ما برای ساختن “سبوم” از این ویتامین ها استفاده می کند. سبوم در واقع یک نرم کننده

طبیعی است. سلول های پیازچه مو از جمله سلول هایی هستند که سبوم تولید می کنند و باعث

نرمی موها می شوند.

 

۳. حبوبات: حبوباتی مانند لوبیا و عدس با داشتن پروتئین، آهن، روی و بیوتین باعث رشد بهتر موها

می شوند. کمبود ویتامین بیوتین منجر به شکنندگی موها می شود.

 

۴. آجیل: یکی از بهترین منابع سلنیوم است. سلنیوم یکی از مواد معدنی لازم برای سلامت پوست و موی

سر است. گردو دارای امگا-۳ و اسید آلفا لینولئیک است که به نرمی مو کمک می کنند. بادام، گردو و پسته

منابع غنی روی هستند. کمبود روی منجر به ریزش غیر طبیعی موها می شود.

 

۵. گوشت پرندگان: کمبود پروتئین منجر به شکنندگی موها می شود و در موارد کمبود پروتئین شدید، موها

رنگ طبیعی خود را از دست می دهند. گوشت پرندگان یک منبع غنی از پروتئین است.

 

۶. تخم مرغ: بدون شک یکی از بهترین منابع پروتئین است. تخم مرغ همچنین دارای بیوتین و ویتامین B12

است که برای سلامت پوست و مو لازمند.

 

۷. سبزیجات خام: برای دریافت ویتامین B ، آهن و روی مورد نیاز، از سبزیجات تازه استفاده کنید.

 

۸. لبنیات کم چرب: لبنیات کم چرب مانند شیر، ماست، کشک و پنیر منابع خوب کلسیم هستند که برای

رشد مو لازم است. آنها همچنین غنی از پروتئین کازئین هستند.

 

۹. هویج: منبع غنی ویتامین A است که به سلامت پوست و مو کمک فراوانی می کند.

 




عشقولانه فلسفی
11:03 AM, 2009/5/12 پست شده در... LOVE ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

عشقولانه فلسفی

 

 

 

تو آسمون عاشقی ستاره پیدانكنی / مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی

 

بس که در تدبیر فردا مانده ایم/با همیم اما چه تنها مانده ایم/در کلاس جمع و تفریق زمان/عاشقیم اما تنها مانده ایم

 

اندکي آهسته تر زير اين باران بمان ، ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت کند

 

سوداي دلم قسمت هر بي سر و پا نيست / خوش باش که يک لحظه دلم از تو جدا نيست

 

من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ، ولي با خفت و خواري ، پي شبنم نميگردم...

 

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نيست / از ياد بردن دوست ، هرگز کار ما نيست . . .

 

جفايت با وفايت هر دو نيکوست / تو را هر جا که باشي دارمت دوست . .

 

زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .

 

در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بيا که دل شکسته ام . . .

 

به دريائي گرفتارم که موجش عالمي دارد / که من با دل و دريا و موجش عالمي دارم . . .

 

يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم / خوبم به خوبي تو ، هرچند نپرسي حالم . . .

 

در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .

 

زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .

 

هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده

دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده

 

به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست

 

نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم

به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . .

 

در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن

حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .

 

سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......

 

خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست

سرانجام که باید در خاک رفت ٬ خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت . . .

 

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

 

گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .

 

عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . .

 

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است .

 

هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد

هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . . .

 

دم هرچي رفيقه گرم،

کمر هرچي نا رفيقه خم،

روي هرچي بي مرامه کم،

براي دشمنات آرزوي زلزله بم

زير چشم دشمنات نم،

ايشالا نبيني غم . . .

 

 

 

 

 

 

 

امروز رفتم دکتر ، گفت رگهای قلبت بسته شده ! شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست

 

شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات اندازه همون دلم تنگ شده برات !

 

تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست که هم آرومم میکنه هم داغون !

 

بوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد . . . میبوسمت

 

باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست

 

شايد نشود به گذشته بازگشت و يک آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اکنون آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت...

 




::بــــیوگــــــرافی شـیـــلا خـــداداد::
11:01 AM, 2009/5/12 پست شده در... BIOGERAFI ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

::بــــیوگــــــرافی شـیـــلا خـــداداد::

 

 

 

شیلا خداداد

 

تاریخ تولد: 14 آبانماه 1359

 

محل تولد : تهران

 

 

 

در سینما ما معروف است که مسعود کمیایی به نوعی کاشف استعدادهای جوان است . این نکته جهت حضور ستارگان صاحب نامی که امروزه در سینمای ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند ،کاملا هویدا است . تنها هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن دو نمونه از این سوپر استار های دهه اخیر سینمای ما بوده اند که با کلید طلایی کمیایی وارد دنیای اعجاب انگیز سینما شدند و هر چند استارت اولیه همراه توسط یک کارگردان و یا تهیه کننده زده می شود اما مسئله اصلی نوع و نگاه بازیگر به هنر و مقوله بازیگری است که خود باعث ماندگاری و یا اوفل او می شود .

 

یکی از این استعدادهایی که نخستین بار در یکی از کارهای در خود توجه مسعود کمیایی فرصت حضور یافت شیلا خداد است . بازیگر جوان و مستعدی که بر خلاف ادعای بسیاری که علاقه مندی صرفشان به تئاتر قلمداد می کنند و مدعی خوردن خاک صحنه هستند ،کارش را بازی در فیلم های سینمایی شروع کرد ،بدون آن که پرونده ای از نقش های کوتاه از اپیزودهای تلویزیونی داشته باشد .

 

شیلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد .

 

او اولین بار بازیگری را با بازی در فیلم اعتراض کیمیایی شروع کرد . اعتراض جولانگاه خوبی برای یک جوان با استعداد کم تجربه مانند شیلا بود و بازی در کنار کسانی چون داریوش ارجمند ،میترا حجار و محمد رضا فروتن تجربه خوبی برای او به شمار می رفت. مدتی بعد حمید لبخنده کارگردان معروف سریال در پناه تو که خود بازیگرانی چون پارسا پیروز فر و لیعا زنگنه را به سینمای ایران شناسانده بود برای فیلم جدیدش یعنی آبی در کنار هدیه تهرانی ،بهرام رادان و حسن جوهرچی از وجود شیلا خداداد بهره جست . شیلا در آبی نقش یک مادر جوان و بارداررا علی رغم سکانسهای محدود به خوبی ایفا کرد و همین مقدمه خوبی برای شناخته شدن وی در فیلم عیسی می آید علی ژکان تا در این فیلم هنرپیشه نقش اول زن باشد.

 

او در سال 82 در فیلم قلبهای نا آرام در نقش یک عروس به کارگردانی مجید مظفری و تهیه کنندگی امید نجیب زاده در نقش مقابل حمید خندان (خواننده) ظاهر شد اما فیلم به موفقیتی چندانی نرسید.

 

قاسم جعفری کاگردان خوش سلیقه صدا و سیما در یک اقدام بی سابقه در در تاریخ تلویزیون در دهه اخیر ،طرح یک سریال دو زبانه را به مرحله اجرا در آورد. سریال که از جذابیتهای خاص مردم هندوستان که همواره در کشور ما محبوبیت خاصی دارند استفاده کرد. ترکیب و تلفیق دو ملیت ،دو خانواده ،دو فرهنگ  و دو زبان و تکرار همان داستانهای قدیمی فیلم های هندی که دختر و پسری عاشق هم می شوند و خانواده ها مخالفند و ساز ناکوک می زنند و با سنگ اندازی مشکلات فراوانی بر سر راه دو دلدار ایجاد می کنند تولید شد.

 

نکته قابل توجه و در خور تحسین این سریال فرو رفتن ماهرانه و حرفه ای شیلا خداداد در قالب یک دختر نجیب زاده هندی است.ضمن این که با کوشش های مستمر و خالصانه زبان شناسی چون ایرج نوذری ،شیلا خداداد کاملا لهجه و گویشی هندی وار دارد می توان او را به عنوان یک دختر هندی تلقی کرد.

 

و اما بازی آخر او در فیلم ازدواج به سبک ایرانی به کارگردانی حسین فتحی  در کنار بازیگرانی مطرحی چون داریوش ارجمند فاطمه گودرزی ،دانیل هولمز،لادن طباطبایی ،محمد رضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی نقش شرین را ایفا کرده است.

 

داستان از این قرار است که یک جوان آمریکایی برای شرکت در توری برای دیدن نقاط تاریخی ایران به آژانسی می رود که شیرین خانم (شیلا خداداد)در آن کار می کند و در همان نگاه اول ،مثل قصه های شاه پریان یک دل نه صد دل عاشق شیرین خانم می شود و دل به او می بازد . اما ماجرا به همین سادگی ها نیست حاج ابراهیم(داریوش ارجمند ) دختر به خارجی نمی دهد به خصوص از نوع آمریکایی اش باشد و حالا تازه کشمکش ها آغاز شده است...

 

شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.

 

او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در  رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته  مهندسی فیزیک  را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.

 

شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام  و مجموعه تلویزیونی  مسافری از هند  ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال

 




کوسه
10:59 AM, 2009/5/12 پست شده در... DASTAN-HEKAIAT ...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد

کوسه

 

 

 

- ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد.

 

بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.

 

- ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری راطی میکردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید .اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند وژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.

 

- برای حل این مسئله ، شرکتهای ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.

 

- آنها ماهی ها را میگرفتند آنها را روی دریا منجمد میکردند. فریزرها این امکان را برای قایقها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند.

 

- بنابر این شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی را در قایقها کارگذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری میکردند  .ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.

 

- متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.

 

- زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.

 

- پس شرکتهای ماهیگیری باید این مسئله را بگونه ای حل میکردند.

 

 

 

- آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟

 

- اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می داديد

 

رون هوبارد در اوایل سالهای ۱۹۵۰دریافت:

 

" بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند "

 

منافع و مزیتهای رقابت:

 

- شما هر چه با هوش تر ، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید .اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالشها پیروز شوید ، خوشبخت و خوشحال خواهید بود.

 

- چطور ژاپنی ها ماهیها را تازه نگه میدارند؟

 

 

 

- برای نگه داشتن ماهی تازه شرکتهای ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایقها استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن میاندازند.

 

- کوسه چندتائی ماهی میخورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد میرسند، زیرا برای فرار از کوسه تلاش میکنند.

 

 

 

توصیه

 

" به جای دوری جستن از مشکلات به میان آنها شیرجه بزنید ".

 

"از بازی لذت ببرید".

 

" اگر مشکلات و تلاشهایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ،ضعف شما را خسته می کند، به  جای آن مشکل را تشخیص دهید ".

 

" عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید ".

 

"اگر به اهدافتان دست یافتید، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید"

 

" زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را  برطرف کردید برای حل اهداف گروه، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید. پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که میتوانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید."

 

"در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید كه واقعاً چقدر می توانید دورتربروید"

 



{ صفحه قبل } {صفحه 1 از 63 } { صفحه بعد }
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع بلامانع است
copyright 2007-2008 (c) www.blognaz.com-www.asadiweb.com-www.asadiweb.info
Best Resolution : 1024 X 768
This Template Designed By www.asadiweb.Com And mostafa asadi in iranian company asadico